نظرخواهی

انتصاب های استاندار جدید را برای پیشرفت استان چگونه ارزیابی می کنید؟

تازه های سایت

27. دى 1396 - 7:55
اگر جانفشانی ها و تدبیرهای عالمانه این وارثان بحق انقلاب اسلامی نبود، امروزه باید هنوز چهره تکیده این سرزمین در زیر یوغ دشمنان سلطه و استعمار به انزوا می نشست.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانس چهارفصل؛ در تاریخ پرشور انقلابی سرزمین ایران به بزرگ مردانی برخورد می کنیم که نام و یادشان زمینه ساز و بیمه کننده انقلاب اسلامی است که بدون ذکر نام و نگه داشتن یاد و خاطراتشان پازل و رمز پیروزی در مبارزه با نظام ستمشاهی معنا و مفهومی نمی پذیرد.

شهید سید مجتبی صفوی را باید به عنوان یکی از عناصر کلیدی و مهم در مبارزه با ظالمان و دین ستیزان زمانه ای دانست که هیچگاه دشمنان دین از وجود با عظمت شان در امان نبودند و همواره سایه با ابهت وی را همراه و همزاد خود می دیدند تا نتوانند به همین راحتی در نشر اکاذیب نفس راحتی بکشند.

سید مجتبی نواب صفوی در ۱۳۰۳ هـ . ش در محله خانی‌آباد نو تهران و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پس از درگذشت پدر زیر نظر عمویش بزرگ شد. سید مجتبی در ۷ سالگی وارد دبستان «حکیم نظامی» شد. سپس در مدرسه صنعتی آلمانی‌ها در رشته مکانیک ادامه تحصیل داد. در این دوره تظاهراتی بر ضد کشف حجاب به راه انداخت.

بعد تحصیل را نیمه کاره رها کرد و در ۱۳۲۲ هـ . ش برای کار به آبادان رفت و در شرکت نفت آبادان استخدام شد. به دنبال سخنرانی نواب، اغتشاش کارگران و درگیری آنان با مسئولان انگلیسی، وی تحت تعقیب قرار­گرفت و به نجف رفت. نواب صفوی در نجف به فراگیری علوم دینی مشغول شد و نزد علامه امینی ، حاج آقا حسین قمی و آقا شیخ­محمد تهرانی، فقه، اصول و تفسیر آموخت.

وی در زمان دولت مصدق به مخالفت با وی برخواست که در این میان آیت­الله کاشانی نیز جانب مصدق را گرفت و در نتیجه تا پایان نخست وزیری مصدق در زندان بود. نواب صفوی، پس از آزادی از زندان، طی اعلامیه‌ای جمعیت فدائیان اسلام را تشکیل داد. وی در این اعلامیه برادری، استقامت و اتحاد را خط کلی جنبش فدائیان اسلام و رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن را هدف اصلی جنبش و شهادت ، انتقام و قصاص را روش اصلی مبارزه معرفی کرد.

در این دوران احمد کسروی کتاب «شیعیگری» را نوشت وکتب ادعیه شیعه و کتب سهروردی را تحت عنوان «جشن کتاب­سوزان» آتش ­زد و این عمل خود را «پاک‌دینی» نام نهاد. در نهایت علامه امینی و حاج آقا حسین قمی از مراجع نجف حکم ارتداد کسروی را صادر کردند. از این رو جمعی از علماء نجف از جمله علامه امینی، آیت‌الله خویی و آیت‌الله سید­اسدالله مدنی، نواب را که داوطلب مبارزه با کسروی بود، مأمورکردند تا کسروی را از دین­ستیزی بازدارد.

وی پس از چند جلسه بحث و گفتگو با کسروی، وی را عنصری بی‌دین یافت. در نتیجه به کمک سراج انصاری، قاسم اسلامی، مهدی شریعتمداری و برخی دیگر «جمعیت مبارزه با بی‌دینی» را تشکیل داد. اما این جمعیت علیرغم تماس‌ها و مذاکرات متعدد، نتوانست کسروی را از دین ستیزی بازدارد.

نواب صفوی پس از آنکه در آخرین دیدار خود با کسروی، توسط او و گروه مسلح همراهش تهدید شد، مصمم گردید وی را از میان بردارد. او کسروی را در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۴ در میدان حشمتیه تهران ترور کرد، اما کسروی زنده ماند و نواب را دستگیر و زندانی نمودند. وی پس از دو ماه به درخواست علمای ایران و نجف، با قید کفالت آزاد گردید. نواب طوماری تنظیم کرد و خواستار محاکمه کسروی به جرم توهین به مقدسات اسلامی شد.

از آنجا که به حکومت پهلوی معتقد نبود تصمیم به ترور او گرفت. در ۲۰ اسفند 1324 هـ .ش سید علی‌محمد امامی و سید حسین امامی به همراه نه نفر دیگر از فداییان اسلام ، کسروی را در کاخ دادگستری ترور کرده و او را به همراه منشی‌اش به قتل رساندند. به دستور نواب صفوی، فدائیان اسلام، سپهبد علی رزم‌آرا، نخست‌وزیر ایران را در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹هـ.ش ترور کردند. همچنین این گروه در ترور حسین علاء ناموفق عمل نمودند. نواب صفوی در 27 دی ماه 1334 هـ . ش در تهران به شهادت رسید.

به هرحال؛ روح و وجود شهید نواب صفوی تا همیشه ایام در تاریخ انقلاب به عنوان فریاد برخاسته از چهره دین نبوت و همراهی دلسوز برای نظام اسلامی ماندگار خواهد ماند تا نسل های بعد از انقلاب به این مهم دست بیابند که طلیعه دلنواز انقلاب اسلامی در سرزمین شهیدان ایران مرهون جانفشانی های بزرگ مردانی هستند که تمام هستی و وجوشان را صرف اسلام و این انقلاب نمودند. بدون تردید اگر جانفشانی ها و تدبیرهای عالمانه این وارثان بحق انقلاب اسلامی نبود امروزه باید هنوز چهره تکیده این سرزمین در زیر یوغ دشمنان سلطه و استعمار به انزوا می نشست.

انتهای پیام /

نظرات کاربران

شبکه اطلاع رسانی دانا
قلم_گزینشی