نظرخواهی

انتصاب های استاندار جدید را برای پیشرفت استان چگونه ارزیابی می کنید؟

تازه های سایت

24. دى 1396 - 0:13
مدتی است موضوعی، گوشه فکر برخی از مسئولین استانی و کشوری را فرا گرفته است و دغدغه ای به مشغله هایشان افزوده است و آن کاهش نزولات جوی، کمبود آب و تهدید خشکسالی است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی چهارفصل؛ مدتی است موضوعی، گوشه فکر برخی از مسئولین استانی و کشوری را فرا گرفته است و دغدغه ای به مشغله هایشان افزوده است و آن کاهش نزولات جوی، کمبود آب و تهدید خشکسالی است که البته بحثی کاملا جدی و معظلی فراگیر است. مشکل کجاست و راهکار چیست؟ هرکدام از ما به نوعی آن را لمس نموده ایم و با تیترهای خبری آن در روزنامه ها و سایت ها مواجه شده ایم . 

با خود فکر می کنم اگر در کشور دیگری غیر از ایران اسلامی ، این معضل و به نوعی بحران پیش آمده بود چه راهکارهای برون رفتی مطرح می شد؟ چه سیاست و چه دستورالعمل هایی ارائه می شد؟

یکی از نقص های مبنایی در کشور ما این است که در مبانی، نظریه پردازی و مباحث تئوری سعی می کنیم از گنجهای در اختیار خود یعنی قرآن و عترت (ع) به نوعی بهره برداری کنیم لیکن وقتی پای در میدان عمل می گذاریم همین مقدار کم معیارها و رفتارهای خدایی و اهلبیتی نیز رنگ می بازد و این در نگاه کلان به سیاست، اقتصاد، فرهنگ و غیره بیشتر به چشم می آید. اگر قرآن که آیینه تمام نمای اسلام است لب به سخن باز کند چه می فرماید؟ اگر یک رسول الهی در جمع ما حضور یابد چه راهکاری را ارائه می نماید؟

هود(ع) قومش را اینگونه نصیحت می کند : وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا …(۵۲ هودع) . ای قوم! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به سوی او بازگردید ، اینگونه خداوند ابرهای پرباران به سویتان می فرستد.

نوح (ع) ، این رسول اولی العزم خداوند نیز در مواجهه با قومش می فرماید : فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا ؛ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا و … (۱۰و۱۱ نوح ع ) و گفتم: از پروردگارتان،آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است،ابرهای پر باران برای شما می فرستد،تا باران های سودمند بر شما فرو ریزند و شما را با اموال و پیروانی یاری می کند و بوستان های انبوه، از درختان، برای شما پدید می آورد و جویبارهایی، برایتان، قرار می دهد.

 نوح و هود(ع) از یک رفتار الهی صحبت می کنند و مسیری را مشخص می نمایند. عجیب که رسولان الهی مقدمه بارش رحمت الهی را طلب غفران از قصور و کوتاهی و گناهان و بازگشت حقیقی به سمت خداوند می دانند. این آیات نظر خداست و نه رای و نظر این و آن . با این نگاه دلیل قرآنی خشکسالی ها و کمبود آب و کاهش نزولات جوی چیست؟

آیا کسی نیست که خدایی ببیند، خدایی تبیین کند و خدایی راهکار بدهد؟ چرا در یک جامعه توحیدی همه راهکارها و فرمول ها بیان می شود الا راه توحیدی؟ نکند با خودمان، جامعه و مردم رودربایستی داریم و با خدای خود نه؟! نکند اگر بگوییم : دلیل اصلی بسته بودن درهای آسمان و کم آبی زمین ، گناه ما و بندگان خداست؛ دیگران جور دیگری به ما نگاه می کنند و به سخنمان پوزخندی می زنند؟ اگر در جلسه ستاد بحران یا جلسه شورای اداری ، مردی بلند شود و بگوید راهکار این است که به مردم بگوییم بیایید گناه نکنیم ؛ جلسه بعد آن مرد دعوت نمی شود؟!

البته دو نکته را باید یادآور شد ؛ یکی اینکه شاید این سوال مطرح شود که برخی از جوامع غیرالهی و کافر نیز هستند که در آن بیشترین بارش ها صورت می گیرد و این موضوع نتایج این آیات را زیر سوال می برد. اگر به صورت اجمال بخواهیم جواب بدهیم اینکه سنت و رفتار خداوند متعال در جامعه مومنین و مسلمان با سایر جوامع متفاوت است و این حاکی از دوگونه رفتارخدایی در دو نوع اجتماع است. اگر ما خدایی خدا و قرآن او را قبول داریم ، مکانیزم و نوع منش خداوند با ما طبق همین معیارها و فرمول های قرآنی است. نکته دیگر اینکه با این نگاه قرآنی کسی نمی خواهد منکر راهکارهای مدیریتی و تذکرات منصفانه مسئولین و یا دعوت به صرفه جویی بشود لیکن آیا به حقیقت این امور در مقابل رحمت واسعه الهی خرد و ناچیز نیست؟ آیا اگر به واسطه مغفرت و لطف و رحمت خداوند ، چند سال نزولات جوی افزایش یابد و باران رحمت الهی بر این زمین تشنه بیارد دیگر کسی به فکر جیره بندی و افزایش آب بها و … می افتد؟ آیا اصلا عدم بارش باران از جانب خداوند دلیل و حکمتی دارد؟ شیعه معتقد است که تمام امورات یک سال آینده اعم از تولد و موت و رزق و حتی تعداد قطرات بارانی که قرار است نازل شود توسط خلیفه خدا از جانب خداوند در شب قدر تقدیر و امضاء می شود ؛ آیا این مقدرات حکمتی نیز دارند و یا…؟ اگر بخشی از اینها بند به اعمال و رفتار بندگان و در گرو استغفار و توبه خلایق است؛ آیا ما وظیفه ای نداریم؟

گناهان کبیره که بماند. شرک و قتل و زنا و ربا و غیبت و دروغ و تهمت و… بماند. وقتی به روایت امام سجاد(ع) نگاه می کنم و ظلم بر دیگران ، از دست دادن عادت به کار خیر ، کفران نعمت ، ترک شکر ، ترک نماز در وقتش ، ترک صله رحم ، قمار ، مزاحهای بیهوده ، ترک امربه معروف ، علنی کردن گناه ، اسراف ، کم صبری، تنبلی و… را هم در لیست گناهان می یابم؛ در می مانم که از کدام گناهم استغفار کنم و چگونه به سوی خدایم توبه کنم؟تنها یک راه مانده است.

خدایا! از اینکه قبل از ورود به دنیا عهد و میثاق تو را لبیک گفته ام ولی اکنون امامان و اولیاء تو را تنها گذاشته ام، استغفار می کنم. از اینکه در اصلاح اموراتم به دست تو به بندگان تو نیز رو می کنم ، استغفار می کنم. از اینکه حرام تو را حلال و حلال تو را حرام کرده ام طلب بخشش می کنم.

خدایا! از اینکه به جای رجوع به قرآنت و کلام عترتت ، مشغول مجازها و فضاهای مجازی شده ام ، استغفار می کنم. ببخش که قرآنت را محجور و اهل بیتت را غریب رها کرده ام.

خدایا! از اینکه هرجا کارم گیر می کند با توجیه های مختلف به رشوه و زیرمیزی و هدیه رو می آورم، استغفار می کنم. از اینکه با اختلاس و رانت و هزار کوفت و زهزماری دیگر دل تو را و پیامبر تو را می آزارم استغفار می کنم. از اینکه درهای پشت بام منزلم را به روی ورود هرگونه صادرات غربی و شرقی باز کرده ام استغفار می کنم. ببخش مرا از اینکه پای بیرق ثارالله سینه می زنم ولی به خونهای ریخته شده انقلاب اسلامی اعتنایی ندارم. خدایا! از اینکه اخلاق و منش رسول رحمت تو را کنار گذاشته ام و اخلاق طاغوتی و نفسانی خود را در پیش گرفته ام مرا ببخش. مرا ببخش که فکرم مصلحانه نیست، قلبم رئوف نیست، رویم خوش و کلامم نرم و لطیف نیست. ببخش که وجود نورانی و فطری ام را با کبر و غرور و خشم آلوده کرده ام.ببخش که در برخورد با بنگان تو مدارا نمی کنم و صبور نیستم.ببخش.

خدایا! از اینکه غیرتم را به بهای اندکی به حراج گذاشته ام ، استغفار می کنم. خدای من! ببخش مرا از اینکه مادرم چادری، همسرم مانتویی و دخترم …! ببخش از اینکه در بانکداری اسلامی به نام تو جنگ با تو را به راه انداخته ام. ببخش از اینکه آهنگ حرام غنا را و تصاویر آتشین و زشت را به زندگی ام راه داده ام. ببخش از اینکه آنچه را مایحتاج مردم است را انبار می کنم تا در فرصتی مغتنم آنرا عرضه کنم . ببخش مرا از اینکه می خواهم شکم خود و خانواده ام را سیر کنم اگر چه آن شبهه ناک باشد، اگر چه حرام تو باشد. ببخش از اینکه در فضای آرامش و امنیت کشورم زندگی می کنم ولی به هر صورت که از دستم بر بیاید زندگی را برای دیگران تنگ می کنم. ببخش مرا اگر سخن هادیان دینت را به سخره می گیرم و حرف و حدیث دشمنانت را حقیقت می پندارم. ببخش که دختر و پسرم را به امان تو رها کرده ام و در کوچک ترین گرفتاری که دامن گیرم می شود تو را و دینت را مقصر می دانم. ببخش از اینکه خوبی می کنم و به یاد دارم و گناه می کنم و از خاطر می برم. ببخش از اینکه…

نظرات کاربران

شبکه اطلاع رسانی دانا
قلم_گزینشی