
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «چهارفصل» بعد از حوادث تلخ تروریستی دی ماه امسال که با فراخوانهای ضدانقلاب و سلطنتطلبان و به تبع آنها برخی فعالان فضای مجازی مثل خوانندگان، ارایشگاهها، باشگاههای ورزشی و .... همراه بود، اکنون همان افراد در فضای مجازی فاز ماتم برداشته و نسخه غم میپیچند اما در فضای حقیقی کاسبی خود را میکنند و گویی در دنیای دیگری سر میکنند.
این روزها پدیدهای نگرانکننده و آزاردهنده در فضای مجازی استان در حال عادیسازی است؛ پدیدهای که میتوان آن را «سوگواری نمایشی و کاسبی واقعی» نامید. فعالان مختلف فضای مجازی، از خوانندگان محلی و آرایشگاهها گرفته تا باشگاههای ورزشی و صفحات خدمات زیبایی، همزمان دو زندگی موازی را پیش میبرند: یکی در قاب اینستاگرام، سیاهپوش و غمزده؛ و دیگری در دنیای واقعی، با کرکرههای بالا، نوبتدهی فعال و چرخه درآمدی کاملاً برقرار.
در استوریها، جملات کلیشهای از جنس «دلمان با مردم است»، «در این روزها سکوت میکنیم» و «حال جامعه خوب نیست» ردیف میشود، اما کافی است کمی از فضای مجازی فاصله بگیریم تا ببینیم همان افرادی که نقش غمگین به خود گرفتهاند، در عالم واقع نهتنها سکوت نکردهاند، بلکه با تمام قوا مشغول فعالیت اقتصادیاند؛ گویی اندوه عمومی، فقط یک فیلتر اینستاگرامی است که با بستن آن، زندگی عادی از سر گرفته میشود.
نمونه بارز این دوگانگی، رفتاری است که اخیراً از سوی یکی از فعالان حوزه پزشکی زیبایی در یاسوج مشاهده شده است؛ فردی که در فضای مجازی با انتشار استوریهای غمناک اعلام میکند «با توجه به فضای روانی جامعه، هیچ محتوایی منتشر نمیکنیم»، اما همزمان و بدون کمترین تعارض ذهنی، پیام میدهد که «مطب باز است و برای تزریقات تشریف بیاورید». اینجا دیگر با یک تناقض ساده روبهرو نیستیم؛ این یک سوءاستفاده آشکار از احساسات عمومی است. نوعی بازی دوگانه که در آن، غم مردم به سپر اخلاقی تبدیل میشود تا کاسبی بدون هزینه اجتماعی ادامه پیدا کند.
مسأله این گزارش، تعطیل کردن کار و زندگی نیست. هیچ عقل سلیمی انتظار ندارد مشاغل کرکرهها را پایین بکشند. اما آنچه افکار عمومی را جریحهدار میکند، ریاکاری سازمانیافته در فضای مجازی است؛ اینکه فردی همزمان بخواهد ژست همدلی بگیرد و از همان مخاطبی که برایش نسخه غم پیچیده، مشتری بسازد. این رفتار، نه همدلی است و نه مسئولیت اجتماعی؛ بلکه نوعی کلاهبرداری عاطفی است که در آن، اندوه جمعی به ابزار بازاریابی تبدیل میشود.
مطالبه افکار عمومی اما روشن و حداقلی است: یا صادق باشید یا سکوت کنید. اگر واقعاً به «فضای روانی جامعه» اعتقاد دارید، تبلیغ و فراخوان مشتری را متوقف کنید. اگر هم کار و فعالیت ادامه دارد، که میتواند در چارچوب قانون و منطق قابل دفاع باشد، دستکم نقاب همدلی نمایشی را کنار بگذارید و از اندوه مردم برای بزککردن چهره کسب و کار خود استفاده نکنید.
نکته قابل تأملتر آنجاست که بسیاری از همین افراد، پیش از وقوع این حوادث تلخ، کمترین نشانی از دغدغهمندی نسبت به مسائل، رنجها و مطالبات واقعی مردم نداشتند. صفحاتشان مملو از تبلیغات پرزرقوبرق، همکاریهای پولی با بلاگرها و نمایش بیوقفه سبک زندگی لوکس و خدمات گرانقیمت بود؛ بیآنکه نشانی از همدلی با بیکاری، گرانی، مشکلات معیشتی یا فشارهای روانی جامعه دیده شود. حالا اما همان صفحاتی که تا دیروز تریبون تبلیغاتی کسبوکار شخصی بودند، ناگهان لباس سوگ به تن کردهاند و اندوه مردم را به محتوای مصرفی تبدیل کردهاند؛ اندوهی که اینبار نه برای شنیدن صدای جامعه، بلکه برای حفظ دیدهشدن، افزایش تعامل و در نهایت، تداوم همان چرخه اقتصادی گذشته به کار گرفته میشود.
از سوی دیگر، اگر این افراد واقعاً برای خود نقشی تحت عنوان «مسئولیت اجتماعی» قائلاند، انتظار جامعه چیزی فراتر از چند استوری احساسی و کلیشهای است. مسئولیت اجتماعی یعنی در روزهای بحران، به جامعه امید تزریق شود، مسیر عقلانیت و آرامش تقویت گردد و صداقت جای نمایش را بگیرد؛ نه اینکه صرفاً برای از دست ندادن فالوورها، الگوریتمها را راضی نگه داشت و با موج احساسات عمومی حرکت کرد.
گفتنی است در روزهای آینده باز هم گزارشهایی در خصوص برخی افراد دیگر از این رسانه منتشر خواهد شد تا مردم ماهیت واقعی این افراد را بهتر بشناسند.
انتهای خبر/
پیوندها
[1] http://www.chaharfasl.ir/news/137310/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9-%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%AC%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%82-%DA%98%D9%84
[2] https://sobhezagros.ir/images/2026/1/20260130123441_original_31.jpg
[3] https://sobhezagros.ir/images/2026/1/20260130123457_original_20.jpg